arrowسه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ صفحه اصلي   


تبليغات

گفت و شنود مدیریت

موضوع جلسه این هفته : مدیریت بحران

محل تشکیل جلسه: دفتر انجمن

استاد راهنما : جناب آقای ارسلان

 

 

بخش دهم درسهای آنتونی رابینز
نوشته شده توسط mandegar   


كليد هاي توسعه

هويت و مرجع

 

فرق شما با ساير مردم جهان چيست؟ يكي از عوامل مهم كه شما را از ديگران متمايز مي كند، تجارب شماست. هرعملي كه زماني انجام داده ايد، نه تنها در حافظه آگاه، بلكه در نظام عصبيتان ثبت شده است. هر چه كه تاكنون ديده، شنيده، لمس كرده، چشيده و يا بوئيده ايد، در بايگاني عظيمي كه مغز ناميده مي شود انباشته شده است.

اين خاطرات آگاه يا ناآگاه را مرجع مي ناميم. براي اطمينان از درستي يا نادرستي هر عقيده اي به اين تجارب تكيه مي كنيم، حتي اگر آن عقيده بسيار مهم باشد( مثلاٌ اعتقاد به اينكه چه كسي هستيم و چه كارهايي از ما ساخته است).

چه تجاربي در شكل دادن به زندگي شما مؤثر تر بوده است؟ در يكي از سمينارهاي من، پيش از ورود به جلسه،پرسشنامه اي به شركت كنندگان داده مي شود.در اين پرسشنامه از شركت كنندگان خواسته شده است كه پنج تجربه را كه به عقيده خوشان بيشترين اثر را بر زندگيشان گذاشته است ذكر كنند. جالب اينجاست كه بسياري از اشخاص تجارب ( يا مرجعهاي) همانندي دارند، اما نحوه تعبير و تفسيرشان از آن واقعه به كلي با ديگري متفاوت است.

دو نفر در جواني پدرشان را از دست مي دهند. يكي شان بر اثراين واقعه از ايجاد هرگونه رابطه صميمانه با ديگران خودداري مي كند، در حالي كه ديگري فردي بسيار اجتماعي و خونگرم مي شود.

پس آنچه كه زندگي ما را شكل مي دهد نه فقط خود مرجعها، بلكه تعبير و تفسيري است كه از آنها مي كنيم.

بزرگترين طراح زندگي شما، خودتان هستيد، خواه به اين موضوع، توجه كرده و خواه نكرده باشيد. تجارب خود را مانند پارچه بزرگي در نظر آوريد كه مي توانيد آن را مطابق هر الگويي كه دوست داريد ، ببريد و بدوزيد، و هر روز كه مي گذرد، نخي به تارو پود اين پارچه افزوده مي شود...

آيا اين پارچه را به صورت پرده اي در مي آوريد تا در پشت آن پنهان شويد، يا اينكه از آن قاليچه اي جادويي مي سازيد تا با آن به اوج ملكوت پرواز كنيد؟ آيا اين پارچه را چنان طرح مي كنيد كه خاطرات مثبت و نيروبخشتان در مركز اين شاهكار، واقع شود؟

اكنون،مدتي وقت صرف كنيد و پنج خاطره را كه بيش از بقيه در شكل دادن به شخصيتتان اثر داشته است، بنويسيد. نه فقط واقعه را تشريح كنيد، بلكه نحوه اثري را هم كه بر شما داشته است بنويسيد . اگر آن خاطره طوري است كه اثر منفي داشته است، بلافاصله آن را طوري ديگر تعبير كنيد؛ هر تعبيري كه به نظرتان مي رسد . اين كار ممكن است تاحدودي نيازمند ايمان باشد . ممكن است به نگرشي نياز داشته باشد كه تاكنون نسبت به آن بي توجه بوده ايد. فقط به خاطر داشته باشيد كه در هر يك از تجارب انساني، ارزشي نهفته است.

برا انجام هر كاري، به احساس اطمينان نياز داريم. سر چشمه اين احساس نيرومند

( اعتماد به نفس)مرجعهاي ماست. اما اگر هيچ تجربه(يا مرجعي) براي انجام كاري نداشته باشيم، چگونه مي توانيم با اطمينان به انجام آن بپردازيم؟ بايد دانست كه ما محدود به تجارب واقعي خود نيستيم، بلكه قدرت تخيل ما، منبعي پايان ناپذير براي كمك به ماست.

به ياد داشته باشيد، علت اينكه راجر بانيستر توانست ركورد( يك مايل در چهار دقيقه ) را بدست آورد آن بود كه قبلاٌ بارها آن را در عالم خيال تجربه كرده و با چشم دل، ديده بود. او آنقدر شكستن ركورد را در خيال خود مجسم كرده بود كه مرجعهايي در ذهن او ايجاد شده و سپس ايماني در او به وجود آمده بود كه توانائيهاي جسمي بالقوه اش را فعال كرده بود.

قدرت تخيل، ده بار نيرومند تر از نيروي اراده است. اگر اين نيرو را آزاد سازيد،

چنان حس اعتماد به نفس و تجسم قوي در شما ايجاد مي شود كه همه محدوديتهاي گذشته رادر مي نورديد.

آندره آغاسي اخيراٌ به من مي گفت كه وي در سن ده سالگي، هزاران بار در تورنمنت تنيس ويمبلدون شركت كرده و برنده شده است...البته در عالم خيال. تجسم واضح و مداوم پيروزي، اعتماد به نفس او را زياد كرد، تا سرانجام در تابستان 1992 توانست به روياي خود جامه عمل بپوشاند.

با استفاده مداوم از قدرت تخيل، چه روياهايي را مي توانيد عملي كنيد؟

يكي از راههاي آسان افزايش تجارب مرجع، استفاده از گنجينه هاي ادبي، داستانها، افسانه ها، اشعار و موسيقي است كه همه جا در اختيار شماست. با مطالعه كتاب، تماشاي فيلمها و نوارهاي ويديويي ارزشمند،حضوردر مسابقات، شركت در سمينارها و صحبت با بيگانگان تجارب مرجع خود را افزايش دهيد . همه مرجعها توانايي شما را افزون مي سازند و هرگز نخواهيد دانست كه كدام يك ممكن است زندگي شما را به كلي دگرگون سازد.

مطالعه كتاب شما را قادر مي سازد تابتوانيد مانند نويسنده فكر كنيد. درآن لحظات جادويي كه در اعماق جنگلهاي آردن فرو مي رويد ويليام شكسپير هستيد. در آن هنگام كه در جزيره گنج دچار كشتي شكستگي مي شويد رابرت لوئيز استيونسون و وقتي در والدن با طبيعت سخن مي گوييد هنري ديويد تورو هستيد. كم كم مانند آنان فكر مي كنيد . مانند آنان احساس مي كنيد، و از قدرت خيال خود مانند آنان بهره مند مي شويد . مرجعهاي آنان مال شما مي شوند و تا مدتها پس از مطالعه كتاب در ذهن شما باقي مي مانند .

مطالعه يك كتاب ارزشمند ، تماشاي يك نمايش يا گوش كردن به يك قطعه موسيقي چه ماجراهاي جالب، تفريحي و پر باري را مي تواند برايتان به ارمغان آورد؟

آيا باور مي كنيد كه هيچ يك از تجارب ما بد نيستند؟ در هر كاري كه مي كنيد، چه مشكل باشد و چه آسان، چه رنج آورباشد و چه لذتبخش و خلاصه در هر تجربهاي مي توانيد نكته ارزشمندي پيدا كنيد.

نيرويي كه زندگي شما را شكل مي دهد ناشي از معنايي است كه به هر تجربه مي دهيد. به يكي از ( بدترين) تجارب زندگي خود فكر كنيد. آيا راهي به نظرتان مي رسد كه آن تجربه را داراي اثر مثبتي در نظر آوريد؟ ممكن است دچار سوختگي و يا حوادث رانندگي شده باشيد و يا جيبتان را خالي كرده باشند اما بر اساس همين تجارب سرانجام به تصميمي نو يا آگاهي تازه و يا حساسيت جديدي نسبت به ديگران دست پيدا كرده ايد كه باعث شده است به عنوان يك انسان رشد كنيد و توانايي خود را براي كمك به ديگران افزايش دهيد.

تجارب محدود، زندگي محدودي را به وجود مي آورد. اگر جوياي رشد و زندگي پر باري هستيد بايدبا تغيير نظرات و تجاربي كه اگر آگاهانه به دنبال آنها نرويد جزو زندگي شما نمي شوند،مرجعهاي خود را افزايش دهيد. به ندرت يك فكر بكر ممكن است خود به خود به ذهنتان خطور كند. بايد فعالانه در جستجوي آن باشيد.

آيا كاري بوده است كه هرگز فكر انجام آن را نمي كرده ايد و پس از انجام آن ، درهاي دنياي تازه اي به رويتان گشوده شده باشد؟

به دنبال كارهاي برويدكه تاكنون هرگز نكرده ايد:به غواصي و كشف دنياي  زير آب بپردازيد و ببينيد كه زندگي در محيطي كاملاٌ تازه چگونه است ... يك شب براي شنيدن سمفوني و يا كنسرت موسيقي تند( هر كدام كه طبق عادت از رفتن به آن خودداري مي كنيد)برويد...به بيمارستان اطفال برويد واز بيماران عيادت كنيد ...در فرهنگي متفاوت خود را غرق كنيد و جهان را از ديدگاه ديگران ببينيد.

به خاطر داشته باشيد هر محدوديتي كه در زندگي خود داريد احتمالاٌ فقط ناشي از محدوديت تجارب مرجع است. مرجعهاي خود راتوسعه دهيد تا زندگيتان به سرعت توسعه پيدا كند. 

تجارب تازه اي را كه بايد پيدا كنيد، كدامند. سؤال شايسته اي كه مي توانيد از خود بكنيد اين است ( براي رسيدن به چيز هايي كه واقعاٌ مي خواهم، چه مرجعهايي مورد نياز است؟)

چه تفريحاتي را مي خواهيد تجربه كنيد. به چه چيز هايي فكر كنيد كهبراي سرگرمي و احساس حال خوش مايل به انجام آنها هستيد.

پس از آنكه فهرستي از مرجعهاي تازه تهيه كرديد، براي هر يك، مهلتي زماني قائل شويد. تصميم بگيريد كه در چه زماني مي خواهيد هر يك از آن كارها را انجام دهيد.

كي مي خواهيد سخن گفتن به زان اسپانيايي، يوناني يا ژاپني را بياموزيد؟ چه موقع مي خواهيد به بالوني كه با هواي گرم كار مي كند سوار شويد؟ كي مي خواهيد از خانه سالمندان بازديد كنيد؟ چه موقع مي خواهيد به كاري تازه و غير عادي دست بزنيد.

يكي از قويترين تجارب مرجع من، مربوط به زماني است كه در روز عيد شكر گزاري به همراه پسرم براي توزيع بسته هاي غذا بين مستمندان رفته بوديم. من پسرم را كه در آن زمان چهار ساله بود، تشويق كردم كه يك سبد غذا رابه مرد ولگردي كه در درگاه يك دستشويي عمومي خوابيده بود ، بدهد. با تعجب، پسرم جيرك را ديدم كه دستي به شانه آن مرد زد و با صداي بلند گفت ( روز شكر گزاري مبارك!). ناگهان مرد ولگرد از جا پريد، قد خود را راست كرد و به طرف او يورش برد . قلب من از جا كنده شود چيزي نمانده بود كه به طرف او خيز بردارم كه ديدم مرد، دست پسرم را به نرمي گرفت، آن را بوسيد و گفت( از لطفتان ممنونم...)گمان نمي كنم كه در روز عيد شكر گزاري ، بتوان هديه اي بهتر از اين به كودكي چهار ساله داد.

چه تجارب ثمر بخشي را مي توانيد با همراهي عزيزانتان كسب كنيد.

براي كسب تجربه و افزايش مرجعها، لازم نيست به سفرهاي دور و دراز برويد. مي توانيد در همان جامعه اي كه هستيد، در سر يك چهار راه ، به فردي كمك كنيد. فقط با اضافه شدن يك مرجع،دريچه جهانهاي تازه اي به روي شما گشوده مي شود. اين مرجع كارساز، مي تواند چيز تازه اي باشد كه مي بينيد يا مي شنويد، يك گفتگو، يك فيلم و يا يك سمينار، يا نكته اي كه در صفحه بعد همين كتاب يا كتاب ديگري به آن بر مي خوريد. هرگز نخواهيد دانست كه چه موقع برايتان پيش مي آيد.

از جابرخيزيد و وارد معركه زندگي شويد! بگذاريد تخيل شما همراه با امكان آنچه كه قابل كشف و تجربه است پرواز كند.و اين كار راهم اكنون آغاز كنيد. 

امروز به دنبال كدام تجربه مي توانيد برويد كه زندگيتان را گسترده تر سازد؟بر اثر اين تجربه به چه انساني مبدل خواهيد شد؟

نيرويي است كه زندگي شما را شكل مي دهد . اين نيرو است كه تعيين مي كند چه كارهايي از نظر شما ممكن، يا غير ممكن است، از چه چيزهايي اجتناب كنيد، چگونه فكر كنيد و چه واكنشهايي نشان دهيد. اين نيرو، عقيده اي است كه درباره هويت خود داريد.

همه ما، ولو بطور نيمه آگاه، تعريفي از خويشتن خويش داريم، و اين تعريف است كه بر همه جنبه هاي زندگي اثرمي گذارد. مثلاٌ اگر خود را فردي محافظه كار ببينيد، حركات و حتي سخنانتان يك نوع است و اگر خود را فردي بي باك و متجاوز در نظر آوريد، نوع ديگر. هر تغييري كه در اين تعريف بدهيد،بلافاصله در استعداد هايي كه بكار مي گيريد، رفتاري كه نشان مي دهيد و آرزوهايي كه در سر مي پروريد تغييري ايجاد مي كند. همه تجارب زندگي خود را با كمك اين اعتقاد ، تفسير مي كنيد و همه تصميمهاي شما از اين صافي مي گذرد.

آيا هرگز گفته ايد ( اين كار از من ساخته نيست ! من چنين آدمي نيستم!) اگر چنين عبارتي را گفته باشيد، به مرز تعريفي كه در گذشته از خود داشته ايد، و كيفيت زندگي امروزيتان تا حدي ناشي از آن است نزديك شده ايد. از خود بپرسيد( اين عقيده را كه من چگونه شخصي هستم از كجا آورده ام و چه مدت است كه در من پيدا شده است؟) شايد تاكنون زمان آن رسيده باشد كه هويت خود را به روز در آوريد. آيا اين عقيده را آگاهانه انتخاب كرده ايد و يا بر آيندي از مجموعه نظرات ديگران و وقايع مهم زندگاني و عوامل ديگري است كه ناخواسته و ناآگاهانه وارد ذهنتان شده است؟

اگر مي خواستيد خود را به گونه اي ديگر معرفي كنيد تا تصويري نيرومند تر و دقيق از آنچه امروز هستيد، به دست دهد، چگونه بيان مي كرديد كه چه كسي شده ايد.

همه ما بايد ديدگاه خود رانسبت به هويت و قابليتهايي كه داريم، وسيعتر كنيم. بايد اطمينان حاصل كنيم بر چسبهايي كه به خود مي زنيم، ما را محدود نمي كنند،بلكه به ما وسعت مي بخشند و به نيكيهايي كه در درون خود داريم. مي افزايند اما مراقب باشيد: اگر مرتباٌ بگوييد( من چنين هستم...)چنان هم خواهيد شد.مثلاٌ بعضيها مي گويند(من آدم تنبلي هستم) در حالي كه اين افراد تنبل نيستند، بلكه هدفهاي انگيزنده اي ندارند.

آيا خود را به گونه اي تعريف مي كنيد كه توليد محدوديت كند؟ آيا اين محدوديت، در زمينه پيش بيني عملكرد و قابليتتان است؟ اگر چنين است، آن را عوض كنيد.

هنگامي كه تغييري در زندگي خود ايجاد مي كنيم، كساني كه در محيط اطرافمان هستند،گاه به كمكمان مي آيند و گاه موانعي بر سر راه پيشرفتمان ايجاد مي كنند. اين اشخاص، اگر به همان چشم گذشته به ما نگاه كنند، چون اطمينان( باور ) دارندكه، چه كسي هستيم، لذاعملاٌ در حكم لنگر يا عاملي منفي هستند و گاهي ما را به سوي عواطف و عقايد گذشته، كه زماني بخشي از هويتمان بوده اند، بر مي گردانند.

بايد بدانيم كه قدرت نهايي براي تعريف هويت، در اختيار خود ماست. گذشته ما، مشخص كننده حال يا آينده ما نيست. دست به عمل بزنيد و هويت تازه و نيرومند خود را از همين امروز بپذيريد.

اگر در زندگي خود بارها سعي كرده ايد كه تغييري مثبت به وجود آوريد، اما موفق نشده ايد، به احتمال زياد علتش اين بوده است كه سعي كرده ايد كه اعمال و رفتار تازه اي پيش بگيريد كه با عقايدي كه درباره هويت خود داشته ايد، سازگار نبوده است. براي اينكه بهبود سريع و پايداري در كيفيت زندگيتان ايجاد شود، بايد هويت خود را عوض كنيد، يا آن را تغيير دهيد و يا گسترده تر سازيد.

مثلاٌ به جاي اينكه سعي در ترك عادت مضري( مثلاٌ صرف مشروب الكلي ) كنيد، خود را به چشم فرد سالم و شادابي ببينيد كه براي بهبود عملكرد خود تلاش مي كند. حاصل طبيعي چنان تصميمي آن است كه به عنوان يك فرد سالم، هرگز حتي به فكر نوشيدن مشروب نيفتيد.

بحران هويت چيست؟ اين حالت هنگامي اتفاق مي افتدكه بخواهيم بر خلاف عقيده اي كه درباره هويت خود داريم، عمل كنيم. نتيجه اين مي شود كه در درستي همه چيز ، ترديد كنيم. اما آيا هيچيك از ما هست كه واقعاٌ خود را بشناسد و بداند كه چه شخصي است؟ من گمان نمي كنم.

خصوصاٌ هويتي كه به سن يا ظاهر شخص بستگي داشته باشد، بطور قطع موجب دردسرو بحرانهاي آتي خواهد شد. بعلاوه اين امور، دستخوش تغييرند. اما اگر در مورد شخصيت خود، ديدي وسيعتر داشته باشيم و يا حتي تعريفي را كه از خود داريم، به امور معنوي مرتبط سازيم، هرگز هويتمان مورد تهديد قرار نمي گيرد.

آنچه مسلم است، ما چيزي بيش از جسم ظاهري خود هستيم.پس ببينيد چه عاملي است  كه شما را منحصر به فرد كرده است.

اكنون زماني وقت صرف كنيد و به معرفي خود بپردازيد . هنگام پاسخ دادن به اين پرسش كه ( من كي هستم؟) كنجكاو و سر زنده باشيد.

آيا خود را با توجه به كارهايي كه در گذشته كرده، يا فعلاٌ مي كنيد، يا در آينده خواهيدكرد؟ يا باتوجه به شغل؟ در آمد؟ نقشي كه در زندگي داريد؟ اعتقادات معنوي؟ خصوصيات جسماني؟ يا چيزي كه بالاتر از همه اينها باشد تعريف مي كنيد؟

اگر نام شما را در فرهنگ لغات يا دايرةالمعارف مي نوشتند، دلتان مي خواست در برابر اسمتان چه تعريفي را ذكر كنند؟ آيا فقط چند كلمه كافي است يا اينكه شرح و تعريف هويت شما ، صفحات متعدد و يا حتي يك جلد كامل رادر بر مي گيرد؟

هم اكنون، تعريفي را كه ممكن است در فرهنگ لغات، در برابر نام شما بنويسند، روي كاغذ بياوريد.

اگر قرار بود كارت شناسايي، يا شناسنامه اي براي خود تهيه كنيد كه نشان دهد واقعاٌ چه كسي هستيد، بر روي آن چه مي نوشتند؟ |آيا عكس و مشخصات جسمي خود را به آن مي افزوديد؟ يا اينكه به اين مشخصات اهميت نمي داديد؟ آيا اعداد و ارقام مهم را در آن ذكر مي كرديد؟ چه چيز هاي ديگري در آن مي نوشتيد؟ موفقيت ها؟ ارزشها؟ عواطف؟ عقايد؟ آرزوها؟ شعارها؟

هم اكنون دقايقي از وقت خود را صرف كنيد و كارت شناسايي خود را كه معرف هويت واقعيتتان باشد بنويسيد.

اگر بعضي از جنبه هاي هويت شما برايتان دردناك است، چرا آن را تغيير نمي دهيد؟ اينها چيز هايي هستند كه خودتان تصميم گرفته و تاكنون به هويت خود افزوده ايد. حالتي شبيه كودكان را در خود به وجود آوريد كه با تخيلات شگفت انگيز قلب و روح خود را پر مي كنند . يك روز در نقش زورو قهرمان نيكوكار فرو مي روند، و روز ديگر در قالب هر كول ، نيرومندترين مرد جهان مي روند، و روز سوم نقش پدر بزرگ را بازي مي كنند كه سرانجام نقش واقعي خودشان است . ايجاد تغيير در هويت، مي تواند از شادترين، جادويي ترين، و رهايي بخش ترين تجارب زندگي باشد. در لحظه اي، مي توانيم تعريفي به كلي متفاوت، از خويشتن بدست دهيم و يا آگاهانه اجازه دهيم كه خويشتن واقعيمان بدرخشد و از هويت عظيم ما پرده برداشته شود كه فراتر از رفتارمان، گذشته مان، و همه بر چسبهايي است كه تاكنون به خود زده ايم.

اگر بتوانيد همان كسي باشيد كه خودتان مي خواهيد، در آن صورت هويت شما شامل چه مشخصاتي خواهد بود. همين امروز، فهرستي تهيه كنيد و همه عوامل مورد نظر را در آن بنويسيد . آيا كسي هستكه مشخصات دلخواه شما را داشته باشد؟ آيا مي توانيد اين اشخاص را الگوي خود قرار دهيد؟ در عالم خيال، در قالب شخصيت تازه فرو برويد.مجسم كنيد كه چگونه نفس مي كشيد؟ چگونه راه مي رويد؟ چگونه سخن مي گوييد؟ چگونه فكر مي كنيد؟ چگونه احساس مي كنيد؟

از قدرتي كه براي تغيير هر جزء از هويت خود فقط با كمك يك تصميم داريد، احساس شادماني كنيد.

اگر حقيقتاٌ مي خواهيد هويت خود، و در نتيجه زندگي خود را توسعه دهيد، آگاهانه تصميم بگيريد كه چه كسي مي خواهيد باشيد. بار ديگر مانندكودكان شويد، به شور و شعف آييد و دقيقاٌ مشخص كنيد كه امروز، چه كسي مي خواهيد باشيد.

هم اكنون فهرست كاملي از خصوصياتي را كه مي خواهيد داشته باشيد به روي كاغذ بياوريد، و هيچ محدوديتي براي خود قائل نشويد.

اشخاصي كه وقت خود را با ما مي گذرانند، تاثير نيرومندي بر تصور ما از هويتمان دارند. هنگامي كه براي تقويت هويت تازه، اعمال و رفتارتان را برنامه ريزي مي كنيد، توجه خاصي به اشخاصي كه در اطرافتان هستند، داشته باشيد.

آيا دوستان ، خويشان، و همكارانتان هويت تازه اي را كه براي خود ساخته ايد، تقويت مي كنند يا تضعيف؟

به هويتي كه براي خود ايجاد كرده ايدپابند باشيد و آن را به اطرافيان، اعلام كنيد. اما از همه مهمتر آن است كه اين هويت را به خودتان اعلام كنيد. هر روز، با بر چسب تازه اي كه به خود زده ايد، خصوصيات خود را براي خود بازگو كنيدتا در شما بصورت شرطي در آيند.

درست در همين لحظه مي توانيد براساس هويت تازه خود زندگي كنيد. از خودبپرسيد:

 ( ديگر چه مي توانم باشم؟ ديگر چه بايد باشم؟ اكنون دارم به چه شخصي مبدل مي شوم؟)

عهد كنيد كه علي رغم شرايط، هميشه به عنوان كسي كه قبلاٌ به هدفهاي خود رسيده است عمل كنيد. مانند چنين شخصي تنفس كنيد. حركات و واكنشهاي شما در قبال ديگران، مانند اين شخص باشد. با مردم با همان شخصيت، احترام، دلسوزي، و محبتي رفتار كنيد كه آن شخص ممكن است رفتار كند.

اگر تصميم بگيريد كه مانند شخص دلخواه خود فكر، احساس، و عمل كنيد آيا مي توانيد بصورت آن شخص درآييد؟

اكنون بر سر دو راهي قرار گرفته ايد. گذشته رافراموش كنيد. اكنون چه كسي هستيد. به اين كه چه كسي بوده ايد فكر نكنيد. اكنون تصميم داريد چه كسي بشويد؟

اين تصميم را آگاهانه بگيريد. با دقت تصميم بگيريد . با قدرت تصميم بگيريد. آنگاه بر اساس آن عمل كنيد


صفحه اصلي
اعلام نمرات
جستجوی پیشرفته
مقالات
دانشگاه
ورود به e-mail
سرگرمي مديريت
تالار گفتگو
کتابخانه الکترونیک
پیشنهادات و انتقادات
خبرنامه





Powered by WebGozar

امار سایت
top